Showing posts with label Gratitude. Show all posts
Showing posts with label Gratitude. Show all posts

Tuesday, 24 June 2008

تمام ِ آن‌چه نمی‌دانم

در درونم حس ِ عجیبی دارم، خالی
جای ِ خالی ِ ساعت‌های ِ شادی برای ذهنی که نوستالژی ندارد.
برای کسی که خاطره به یادش نمی‌ماند.

ستارگان چشمک می‌زنند، سوسوی ِ عظیمی در دوردست فریاد می‌زند.
می‌شنوم، تا دست دراز می‌کنم خاموش می‌شود، می‌گریزد.
امروز باز به خودم عطر زده‌ام.

روزها به سرعت از پی ِ هم می‌گذرند
من بر جای می‌مانم،

خودم،
اتاقم،
تصویر ِ یک مرد،
بویی که همواره بینی‌ام را پر کرده‌است،
و خاطره‌ی تمام ِ هدیه‌هایش.

کاش همواره از جای ِ زخم‌ها گل بروید.

Friday, 30 May 2008

^ در سایه‌ی ِ دوشیزگان ِ شکوفا

آن‌چه دیدم، هرچه شنیدم... تازگی‌ها می‌بویم.
صدای ِ تعلیقی شیرین که در گوشم طنین‌افکن است،
نگاهی مات و تقلا برای ِ فرار از پشت ِ شیشه‌ها.
صدای ِ تیک تاک ِ ساعتی که زمان را نمی‌شمرد
و تازگی‌ها که زمان فرار نمی‌کند.

روزها از پس ِ هم،‌ آن‌قدر زیاد که غصه‌ی ِ کم‌آوردنشان را نمی‌خورم.
یادآوری ِ گذشته، آینده، و امان از زمان ِ حال
لبخندی که بر لب می‌ماند؛

لبخندی از رضایت
لبخندی برای ِ شنیدن
لبخندی از سر ِ کنجکاوی برای ِ دانستن ِ آن‌چه خوب می‌دانی

و نگاه به چهره‌ی ِ معصومی که در خواب، لبخند بر لب دارد.

^ کتاب ِ دوم از رمان ِ "در جست‌و‌جوی ِ زمان ِ از دست‌رفته" مارسل پروست

Thursday, 29 November 2007

بیا دوستی‌هایم را قسمت کنم

چیزهایی هست که ساخته می‌شه، چیزهایی که نوشته می‌شه، چیزهایی که گرفته می‌شه، چیزهایی هم هست که گفته می‌شه.
نگاه‌هایی که دیده می‌شه.

حس ِ علاقه‌ی ِ وصف ناپذیر ِ من، به تُرک‌هایی که معصومانه و مهربانانه می‌نگرند.
حس ِ وجود عقربه‌های سرد و خشک ِ ساعت ِ دیواری.
پوست ِ سر ِ آفتاب‌خورده‌ای که از ورای ِ موهای ِ کم‌پشت ِ منشی به چشم می‌خورد.
پاهای ِ پر مو؛ و چکمه‌های بلند ِ قفل و بست‌دار.

ساعت‌های ِ پیاپی ِ 2000؛

هر چه که هست، زندگی جریان دارد.
[اما، ...] درست زیستن از هر‌کسی بر نمی‌آید.

احتیاج ِ آدم، عدم ِ آگاهی ...


گاه تشکر‌های شفاهی ِ یک دوست،
آن‌چنان اثر ندارد که یک SMS به دادم می‌رسد.