Showing posts with label encounter. Show all posts
Showing posts with label encounter. Show all posts

Friday, 27 June 2008

سرمای ِ جهنم

آن روز که دوباره خورشید طلوع کرد،
روزی که دوباره ترس‌هایم آغاز شد.
فرار ِ شش‌ساله از آن روز و دوباره آن‌روز و گذر ِ سریع ِ زمان
آن جرقه که ناخودآگاه زده‌شد
و آتشی که هم‌چنان شعله‌ور است.

دیشب رویای ِ ژاپن را دیدم، سرزمین ِ آفتاب ِ همیشه تابان
آن روز که خورشید غروب نخواهد کرد، فرا می‌رسد.

به دوردست‌ها می‌نگرم؛ تصاویری که می‌درخشند
و میله‌های ِ دیوارهای ِ زندان‌واری که هر روز در مسیرم از آن‌ها می‌گذرم.

این روزها گرمای ِ غریبی حس می‌شود.
گرمایی که با هیچ رادیاتوری برابری نمی‌کند.

Saturday, 7 June 2008

راه به سوی یک هدیه‌ی فراموش‌نشدنی

من و خودم؛
و آن‌کس که هدیه دادن را دوباره آموختم.

من و دیوارها؛
و لحظاتی پیش‌قدم شدن ِ ناخواسته
خواندن ِ کلماتی از اعماق ِ وجود

بنگ...
یک اتفاق و درهای ِ جایی که گویی برای مدتی طولانی بسته‌شده‌اند...
به در می‌کوبم،‌ می‌خواهم دوباره امتحان کنم...

بنگ...
انفجاری از درون...
و آگاهی ِ من از توجه به مخلوقی که روزی نبود؛
و من... که دوباره من شدم.

آن‌گاه که بودن یا نبودن مسئله‌ای نیست

Saturday, 5 January 2008

گندم‌زار ِ بی‌گناهی

امروز هرچه گشتم اثری از زیبایی ندیدم.

همه‌جا می‌تپد.
زندگی در لا‌به‌لای ِ گیاهان ِ خشک ِ باران‌خورده ادامه ندارد؛
در کنار ِ جاده ایستاده‌اند و راه ِ به‌سوی برزخ را نشان می‌دهند.

آدم‌های ِ لاغر و آدم‌های ِ خپله.
شماره‌هایی که از آسمان به‌جای ِ‌ برف‌های دیروزها فرو می‌ریزند،
و ناچار از آدم‌هایی که پول ندارند؛
اجازه‌ی ِ حرف‌زدن صادر نمی‌شود.

پاهایم در آب شناور است.
پارچه‌های ِ سبزی را دیدم که با پوست ِ ‌سبزه‌ی ِ پر مو بدجوری هم‌خوانی داشت؛
دخیل بسته بودند به درختان ِ کاجی که همیشه هستند و کسانی که برف ِ رویشان را می‌تکانند.